وبلاگ شخصی فرشاد زارع

این وبلاگ حاوی مطالب ، علاقه مندیها و نظرات شخصی من هست .

دونالد ترامپ ( درسهایی از بازاریابی در انتخابات ریاست جمهوری )

دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی اصلی ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه سال ۲۰۱۶ برنده شده است. چه با او موافق یا مخالف باشید، هیچ کس نمی­تواند انکار کند که نامزدی او نیرو و نفوذ قدرتمندی در این رقابت بوده و توجهات زیادی را از رسانه­ ها به خود جلب کرده است.

زمان مشخص خواهد کرد که کمپین انتخاباتی ترامپ در این نامزدی برنده خواهد شد یا خیر، اما باید اشاره کرد که او در ایجاد سرعنوان های اصلی مجلات و روزنامه ها بسیار موفق بوده است. علی­رغم تلاش­های بی­ باک او و اظهارات بسیار تردیدبرانگیزش (شاید برخی آن‌ها را نفرت‌انگیز یا احمقانه بدانند)، ترامپ همچنان جایگاه خود را در انتخابات ترقی می­ دهد.

صرف­ نظر از هر اتفاقی که برای کمپین ریاست جمهوری ترامپ رخ دهد، او پیشاپیش در نبرد دائمی جلب توجه عمومی برنده شده است. در ادامه برخی از درس­های بازاریابیترامپ اشاره می­شود که هر برند یا حزب سیاسی می­تواند سرمشق خود قرار دهد:

ادامه مطلب   
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱٥


به یاد استیو جابز

به یاد استسو جابز

مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است.
هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند.
ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ی ماست.
شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است.
مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند.
یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید.
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند.
و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

استیو جابز (قسمتی از سخنرانی در مراسم فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد)

Stay Hungry, Stay Foolish

و این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که من برای شما می‌کنم.

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠


جسارت در زندگی

توی زندگی آدم خیلی چیزها برای بهتر زندگی کردن و موفقیت مهم هستن. تلاش و همت ، علاقه ، انگیزه ، برنامه ریزی و .... . وقتی بیشتر دقیق بشیم به نظر من یه چیزی  از قلم افتاده یا بهتر بگم ،  زیاد ازش صحبت نمیشه ولی پارامتر خیلی خیلی مهمیه . لااقل برای من که اینطور بوده . و اون جسارت ! به نظر من جسارت یه پارامتر خیلی مهم در موفقیت و یه شرط اساسی برای داشتن زندگی خوب و رو به جلو هستش  . 

به نظر من کسی که جسارت موفق شدن نداره ، موفق نمیشه و کسی که جسارت بزرگ شدن نداره بزرگ نمیشه چشمک

 

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢


از حرف تا عمل

حرف زدن، راه متقاعدسازی نیست، حرف مهم است، ‏و باید قادر باشید که خوب و صادقانه حرف بزنید. باید قادر باشید که با افکارتان ‏دیگران را تحت تاثیر قرار دهید، ولی عمل است که واقعاً روی دیگران ‏تاثیر می‌گذارد. حرف ممکن است گاهی بی‌اثر باشد، اما عمل هرگز چنین نیست و ناکامی ندارد. اگر واقعاً می‌خواهید که کسی حرف شما را باور کند و به شما ایمان بیاورد، باید صادقانه و بطور قانع‌کننده‌ای عمل کنید. 

کیم وو چونگ 

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱


How to succeed ( چگونه موفق شویم)


PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

 DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)


LISTEN while others are talking

(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)


SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۸


از رویا تا واقعیت

رویای قهرمانی المپیک

روبن گونزالس می‌خواست قهرمان المپیک شود. او به قهرمانان المپیک احترام می‌گذاشت، چون نمونه‌ی افرادی بودند که به آن‌ها ایمان داشت - آن‌ها می‌خواهند به هدف متعهد باشند، در راستای تحقق آن خطر کنند، شکست بخورند و آن‌قدر ادامه دهند تا پیروز شوند.
‏اما خبری نبود تا اینکه روبن وارد دانشکده شد و اسکات هامیلتون را در حالت رقابت در بازی‌های سال 1982 ‏«سارایوو» دید و آن موقع بود که واقعاً تصمیم گرفت برای شرکت در المپیک آموزش ببیند. روبن به خودش گفت: اگر آن مرد ریزنقش می‌تواند آن را انجام دهد، پس من هم می‌توانم! من هم در المپیک بعدی شرکت می‌کنم! این معامله‌ای تمام شده است. فقط باید یک رشته‌ی ورزشی پیدا کنم.

ادامه مطلب   
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۸


هرگز ناامید و ناراحت نشده بودم

کیم‌وو چونگ (بنیانگذار کمپانی دوو)

برای اولین بار که برای فروش کالایی دچار مشکل شدم، زمانی بود که در اوایل دهه‌ی 1970 به شیکاگو آمدم و به شرکت سیرز مراجعه کردم تا پیراهن‌های ما را خریداری کنند. ما قبلاً واردکنندگان امریکایی را تأمین می‌کردیم، اما من می‌خواستم که مستقیماً با فروشگاه‌های بزرگ امریکایی وارد معامله شوم. برای یک شرکت کوچک، کار آسانی نیست که به درب فروشگاه‌ها رفته و جنس بفروشد، اما من این کار را کردم. و این، یکی از هیجان‌انگیزترین دوران زندگی من است.
در آن روزها هیچ‌کس «دوو» را نمی‌شناخت. اطرافیان من تذکر داده بودند که باید قبلاً قرار ملاقات بگذارم و بعد به دیدن خریداران بروم. اما اگر منشی یکی از خریداران اعلام می‌کرد که دوو قرار ملاقات می‌خواهد، خریدار مربوطه مسلماً می‌پرسید که: «دوو کیست؟». بدون آن‌که شرکت ما را بشناسند، قطعاً فرصتی به ما نمی‌دادند. بنابراین، تصمیم گرفتم شخصاً به همراه نمونه‌ی جنس‌هایم به دیدن شرکت سیرز بروم. وقتی که به آنجا رسیدم، اطمینان داشتم که فرصت مناسب برای ملاقات با یک خریدار را بدست خواهم آورد.
اولین روزی که به فروشگاه سیرز رفتم، پاسخ منفی ندادند، ولی گفتند که باید صبر کنیم. اگرچه به مدت 2 ساعت صبر کردم، ولی خریدار وقت نداشت. بنابراین روز بعد مراجعه کردم و با متصدی پذیرش صحبت کردم. حتی ملاقات با یک منشی هم کار آسانی نبود. چندین روز متوالی به آنجا رفتم تا سرانجام، یکی از خریداران، موافقت کرد که با من ملاقات کند. هرگز ناامید و ناراحت نشده بودم. اگر لازم بود، ده بار دیگر هم به آنجا می‌رفتم تا بالاخره خریداری را ملاقات کنم. من به خودم اطمینان داشتم. چرا که نه؟ فروشگاه سیرز به عرضه‌کنندگان خوب نیاز داشت و ما می‌توانستیم نیازهای آنان را برآورده کنیم.
سرانجام قرار شد که جیم وایس را ملاقات کنیم. او خریدار ارشد پیراهن‌های مردانه در فروشگاه سیرز بود. دیگر همه‌ی کارها روبراه شد. در اولین دیدار ما، آقای وایس ظاهراً به من اطمینان پیدا کرده بود. همه چیز را به طور منطقی و صادقانه توضیح دادم که احتمالاً او را متعجب کرد. پیشنهاد کردم که همه گونه تسهیلات را در اختیار فروشگاه سیرز قرار داده و قول دادم که تاریخ‌های تحویل جنس را دقیقاً رعایت کنم و قیمت‌های مناسب را در نظر بگیرم. جای کافی برای پایین آوردن قیمت‌ها وجود داشت که هنوز هم سوددهی داشته باشد، چون جنس‌ها را به واردکننده‌ها و واسطه‌ها نمی‌فروختم. فروشگاه سیرز یک سفارش آزمایشی داد و سپس کسب و تجارت ما آرام آرام بالا گرفت تا به بالاترین مبلغ یعنی 200 میلیون دلار در سال رسید. حتی در حال حاضر نیز پیراهن‌های فروشگاه سیرز را ما تأمین می‌کنیم.

 

منبع :
چونگ، کیم‌وو؛  کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦


هرگز جا نزنید !

 

ابراهام لینکلن

در 30 سالگی کارش را از دست داد.

در32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد.

در 34 سالگی مجددا ور شکست شد

در 35 سالگی که رسید,عشق دوران کودکی اش را از دست داد

در36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد

در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد

در 48,46,44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد

به55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود

در 58 سالگی مجددا سناتور نشد

در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩


خصوصیات افراد موفق

افراد موفق خصوصیات زیادی دارند که در اینجا به ده موردش اشاره می کنیم :

۱) مشتاق:افراد موفق اماده و علاقه مند کارکردن و آموختن مطالب جدید هستند

۲) دانا و متخصص :  هر چه قدر شما به کارتون داناتر باشید و در واقع تخصص بیشتری داشته باشید موفق تر هستید . همونطور که از قدیم گفتن توانا بود هر که دانا بود .

۳) این افراد مخاطره جو و اهل ریسک هستند. البته ریسک منطقی و عاقلانه !

۴)قاطع : ضرب المثل قدیمی که می گوید برای تصمیم گیری سریع باش و برای تغییر تصمیم ارام رفتار کن . قاطع بودن در هر کاری موفقیت رو نزدیکتر می کنه . باید مثل شیر یکدله بود. انسانهای موفق تردید رو از خودشون دور می کنن .  

۵) عاشق یاد گیری : به دنبال کسب دانش هستند . از هر جایی و از هر شخصی . باید یاد گرفت .باید پرسید و از تجربه دیگران هم استفاده کرد. نپرسیدن عیب نیست ، ندانستن عیب است .

 ۶) متعهد : این افراد خود را برای کسب نتیجه بهتر و رضایت بخش مسئول می دانند و نسبت به انجام کارشون متعهد و مسئولیت پذیر هستند .

۷) مصر و سر سخت : در ذهن اینگونه افراد ناامیدی جایی ندارد و انها فقط تلاش کردن را می شناسند

۸) انعطاف پذیر : افراد موفق نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیرند

۹) خلاق : همه ما درای غریزه ای هستیم تا در زندگی نواوری کنیم افراد موفق به طور کامل از از این غریزه خود بهره برده اند.

۱۰) معنوی : این افراد در مورد مسائل معنوی خود متعهد هستند

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸


خصوصیات یک مرد واقعی

8 خصوصیت یک مرد واقعی


پاسخ این سوال بسیار ساده است:
برای ساختن یک خانه ی فوق العاده، ابتدا باید یک فونداسیون محکم بسازید تا بتوانید سایر چیزهای زیبا را روی آن قرار دهید. برای ساختن یک مرد بزرگ نیز، نیاز به یک پایه و اساسی استوار و مستحکم است تا بعد بتوانید چیزهای کوچک دیگر را روی آن اضافه کنید.

طی چند سال گذشته به من ثابت شده که اکثر مردها فاقد این فونداسیون و بنیاد هستند تا بتوان به آنها قانون ها و اصول دیگر را آموزش داد. تعاریف بسیاری برای یک مرد وجود دارد و افراد مختلف نظریه های متفاوتی دارند. اما من در اینجا آنچه واقعاً لازم است بدانید را برایتان آورده ام.

ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است
یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.

ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است
یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.

ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند
یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.

ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند
یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.

ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست
هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.

ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد
یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.

ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد
یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.

ویژگی هشتم: یک مرد واقعی ظاهری آراسته و پاک دارد
 یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد ، چگونه لباس بپوشد . ظاهرش چگونه باشد و ...

  
نویسنده : فرشاد زارع ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦